تبليغاتX
sun_girl <script lang ="javascript"> function GetBC(lngPostid) { intTimeZone=12642; strBlogId="girl-beauty"; intCount=-1; strResult=""; try { for (i=0;i1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="comments/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; } sun_girl sun_girl

sun_girl

گاهي اوقات

گفتن بعضي کلمات

انقدر سخت مي شود

که شکستن بغض سينه براي هميشه نا ممکن است

....دوستت دارم ...

مي نويسم ..

به همه مي گويم....

اما در مقابل ديدگانت

صدايي از من بر نمي آيد

مي خواهم فرياد بزنم

در آغوش بر گيرمت

اما ترديدي مبهم توانش را از من مي گيرد

حال تو مي روي 

نمی خواهم بروی 

!..بمان 
اما تمناي محاليست

که بمان و منتظر باش

دورتر مي شوي .

و من دريغ از يک کلمه:

!.....بمان. .


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 11 Jun 2007 ساعت 11:56 موضوع | لینک ثابت



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 11 Jun 2007 ساعت 11:40 موضوع | لینک ثابت



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 11 Jun 2007 ساعت 11:36 موضوع | لینک ثابت


 

روزها وشبا همه فكرت شده غم نبودن كنار اون
دوست داري كه داد بزني
بگي دنيا خيلي بي رحمه
دوست داري بازم بهت بگه
گريه نكن كه اشكات منو پريشون مي كنه
تحمل غم دوريت منو ديونه می کنه
 
 
 
 
 
هيچ كس مثل من تو رو دوست نداره
مي دوني و اينو از چشام مي خوني
 
يه حس سرد و پر درد
روز و شباي بي تو
 
من و دلي پر از غم
ثانيه هاي بي تو
 
 
تو هستي عشقم و جونم و تموم لحظه هام
تو اميد بودني و مي خوام هميشه تو باشي باهام
 
قسمت من نمي شه دست تو رو بگيرم
دوست دارم واسه تو واسه خنده هات بميرم

 


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 10 Jun 2007 ساعت 8:37 موضوع | لینک ثابت


چشمم ضعیف شد ، اونو برای فروش ، پشت ویترین گذاشتم.
 
دستم نمک نداشت ، اونو شکستم.
 
خواستم ازدواج کنم ، عروس دریایی سفارش دادم .
 
پوست مادر بزرگم چروک شده بود،واسه روز تولدش اتو خریدم.
 
گرسنم بود ، هوا خوری رو به ، سرما خوردگی ترجیح دادم
 
دلم گرفته بود ، داد زدم که ولش کنه.
 
دوست ناباب ،آچار فرانسه خرابکاری هامون.
 
خواستم ازمجردی بیام بیرون رفتم قاطی مرغا شدم.
 
برای پیدا کردن کرم دندونام ، تصمیم به خاک برداری کردم.
 
خواستم ماهی بخورم ، رفتم کرم شکار کردم.
 
دیر به دانشگاه رسیدم ، برای فردا ، شب تا صبح بیدار موندم
 
تلوزیونمون برفک داشت واسه آب شدنش اونو از برق کشیدم.
 
حلقه ی ازدواج ، چیزی که خر شدن آدم ها رو نشون میده.
 
قفس طلا ، جایی که زنا حاضرن به خاطرش آزادیشونو بدن


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 10 Jun 2007 ساعت 8:35 موضوع | لینک ثابت


به سراغت نمی آیم......

 

 
 
مرا ببوس
ای شب بوی همسایه!
پود و تار وجودم دار قالی زندگی را به صلیب کشیده
هنوز بوی لبانت مشامم را عطر آگین می کند
تو
چه در من باشی چه در او باز می پرستمت
بار خــــــــــــــدایا
شبنم برگ و گل و سایه و عهد
پای ریشه های باران بارید
خرمن زاده ز پستوی زمان
کلمات غزلم را دزدید
 
گرم می باش و همه اهل دلت
باشد آواز قناری ، بلبل
باشد انگه که شوم اسطوره
بروی مست و بباری گرگر
 
به سراغت نمی آیم خوبم
تو خودت شب ز سحر می دزدی
من اگر اشک شوم از حسرت
تو ز گریه مژگان می شستی
 
درد را نام پراکنده  تن
ز سرور و ز کناران بردند
آنچنان کوه به دورت ریزند
وین که در آینه ها می گفتند
 


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 10 Jun 2007 ساعت 8:34 موضوع | لینک ثابت


تو بهار را دوست می داری       من پاییز را

 

زندگی تو بهار است               زندگی من پاییز

 

گونه سرخ تو                      سرخ گل بهاریست

 

چشمان خسته من                  آفتاب بی رنگ پاییز

 

اگر من گامی دیگر بردارم گامی به پیش

     

     در آستان یخ زده زمستان خواهد بود

 

کاش تو گامی به پیش می آمدی

 

و من گامی واپس می گذاشتم

 

تابه یکدیگر می رسیدیم       در بهارزیبا و مهربان

 

اما دریغ من پاییزم و تو بهار


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 9 Jun 2007 ساعت 9:11 موضوع | لینک ثابت



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 6 Jun 2007 ساعت 10:31 موضوع | لینک ثابت


>