تبليغاتX
sun_girl <script lang ="javascript"> function GetBC(lngPostid) { intTimeZone=12642; strBlogId="girl-beauty"; intCount=-1; strResult=""; try { for (i=0;i1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="comments/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; } sun_girl sun_girl

sun_girl

قطار می‌رود...
تو می‌روی...
تمام ایستگاه می‌رود...

 
و من چقدر ساده‌ام
كه سالهای سال
در انتظار تو
كنار این قطار رفته ایستاده‌ام...

و همچنان
به نرده‌های ایستگاه رفته 
تكیه داده‌ام !


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 27 Nov 2007 ساعت 11:52 موضوع | لینک ثابت


آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست

              حق با سکوت بود صدا در گلو شکست
 
   ديگر دلم هواي پريدن نميکند
 
                تنها بهانه ي ما در گلو شکست
 
  سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
 
               آن گريه هاي عقده گشا در گلو شکست
 
  اي داد کس به داغ دل باغ دل نداد
 
           اي واي هاي هاي عزا در گلو شکست
 
    آن روزهاي خوب که ديديم خواب بود
 
          خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست
 
    تا آمدم که با تو خداحافظي کنم
 
          بغضم امان نداد و خدا....در گلو شکست

 


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 27 Nov 2007 ساعت 11:23 موضوع | لینک ثابت


در این شبهای دلتنگی که غم با من هم آغوشه
 
به جز اندوه و تنهایی کسی با من نمی جوشه
 
کسی حالم نمی پرسه کسی دردم نمی دونه
 
نه هم درد و هم آوایی با من یک دل نمی خونه
 
از این سرگشتگی بیزارم و بیزار
 
ولی راه فراری نیست از این دیوار
 
برای این لب تشنه دریغا قطره آبی بود
 
برای خسته چشم من دریغا جای خوابی بود
 
در این سرداب ظلمت نور راهی بود
 
در این اندوه غربت سرپناهی بود
 
شب پر درد و من از غصّه ها دلسرد
 
کجا پیدا کنم دلسوخته ای هم درد
 
اسیر صد بیابان وَهم و اندوهم
 
مرا پا در دل و سنگین تر از کوهم
 


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 27 Nov 2007 ساعت 11:20 موضوع | لینک ثابت


کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم

چرا به من شک میکنی . من که منم برای تو

لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو

 لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو

دست کدوم غزل بدم . نبض دل عاشقمو

پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو

گریه نمیکنم نرو
آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون
بغض نمیکنم ببین


سفر نکن خورشیدکم . ترک نکن منو نرو
نبود نت مرگ منه . راهی این سفر نشو

نزار که عشق منو تو . اینجا به آخر برسه

بری تو و . مرگ من از . رفتن تو سر برسه

گریه نمیکنم نرو
آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون
بغض نمیکنم ببین

نوازشم کن و ببین . عشق میر یزه از صدام
صدام کن و ببین که باز .غنچه میدن ترانه هام

اگر چه من به چشم تو . کمم قد یمیم گمم

آتشفشان عشقم و . در یا ی پر تلا طمم

گریه نمیکنم نرو
آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون
بغض نمیکنم ببین


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 27 Nov 2007 ساعت 11:15 موضوع | لینک ثابت


>