
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 26 Feb 2008 ساعت 8:47 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 25 Feb 2008 ساعت 8:5 موضوع | لینک ثابت
چه دوري ،
وقتي كنار تو نشسته ام و به آرزوهاي خفته ام فكر مي كنم
چه نزديكي ،
وقتي فرسنگها از تو فاصله گرفته ام و در ميدانچه قديمي با ميوه هاي كال حرف مي زنم .
اتاقم پر از باران مي شود ، وقتي رويا ها يم را فراموش مي كني و چشمهايم را پشت
آفتاب جا مي گذاري .
دلم پر از خون مي شود وقتي سلامم را نمي شنوي و در كشتزار زندگي بذرهاي شعله مي
پاشي .
ترانه هاي جبرئيل را بشنو و از تپه هاي غرور پايين بيا .
اگر ستاره ها از راه برسند ماه به تو نگاه نخواهد كرد ، حرفهايم را باور كن .
ياسمنها درخشنده تر از پيش در حاشيه باغچه نشسته اند و به آواز ماهي هاي حوض
گوش مي دهند .
دانه هاي برفكي جامه هايمان را سپيد خواهند كرد . كاش كسي انبوه برف را از بام
قلبمان پاك كند .
رگهاي من شبيه زمستان شده ا ند .پلكهاي مرطوب مرا باور كن .
اين باران نيست كه مي بارد ، صداي خسته من است كه از چشمهايم بيرون مي ريزد .
بيا از دالانهاي تاريك بيهودگي عبور كنيم و به چمنزاران روشن برسيم .
گذشته هاي خاموش را را دور بريز و خانه را پر از بوي زنبق كن .
بيا قلبهايمان را در اقيانوس بشوييم تا هيچ گاه طعم نمك را فرامش نكنيم .
اگر سلامم را پاسخ بگويي ، از آ واز قناريها برايت انگشتر و گرد نبند مي سازم
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 25 Feb 2008 ساعت 8:3 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 23 Feb 2008 ساعت 8:59 موضوع | لینک ثابت
I dream about you evey night
I shiver when your in sight
I long to hold you close n tight
I wanna be there with all my might
I m just hoping I'm the girl whos right
هر شب به تو فکر میکنم
وقتی که تورو میبینم میلرزم
دوست دارم که تورو نزدیک خودم نگه دارم
میخوام با تمام توانم با تو باشم
و امیدوارم من همون دختری باشم که برات مناسبه
When i look at you,
i cannot deny there is God,
cause only God could have created some one
as wonderful n beautiful as you
وقتی که به تو نگاه میکنم
نمیتونم وجود خدا رو منکر بشم
آخه فقط خدا میتونسته موجودی رو به زیبایی و حیرت انگیزی تو خلق کرده باشه
if i reached for your hand , will u hold it ?
If i hold out my arms, will u hug me ?
If i go for your lips, will u kiss me ?
If i capture ur heart , will u love me ??
اگر دستم به دستات برسه ؛ تو اونها رو خواهی گرفت؟
اگر بازو هامو به روی تو باز کنم؛ منو در آغوش خواهی گرفت؟
اگر به طرف لب هات بیام؛ منو خواهی بوسید؟
و اگر قلبت رو اسیر کنم، دوستم خواهی داشت؟
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 23 Feb 2008 ساعت 8:58 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

قرار نیست "من" "او" شوم قرار نیست او من شود
هر کس باید خودش بماند تا همدیگری ممکن گردد.
تجربه های عاشقانه نه استحاله است، نه از خود بیگانگی، نه فراموشی.
نه "های" دارد و نه "هوی". بهانه ای است برای پی بردن به خود خویش.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY