آسمان چشم او
آیینهی کیست
آنکه چون آیینه با من روبرو بود
درد و نفرین
درد و نفرین بر سفر باد سرنوشت این جدایی دست او بود
آآآآه ه ه
گریه مکن که سرنوشت
گر مر از تو جدا کرد
عاقبت دلهای ما
با غم هم آشنا کرد
با غم هم آشنا کرد
چهره اش آیینه ی کیست
او که با من روبرو بود
درد و نفرین بر سفر باد
این گناه از دست او بود
این گناه از دست او بود
ای شکسته خاطر من
روزگار از جان من
ای درخت پر گل من
نو بهارت ارغوان داد
ای دلت خورشید خندان
سینه ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
آنچه کردی با دل من
قصه ی سنگ و صبور بود
من گلی پژمرده بودم
گر تو را صبرم بود
ای دلت خورشید خندان
سینه ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
سینه ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
ای شکسته خاطر من
روزگار از جان ما باد
ای شکسته خاطر من
روزگار از جان من
ای درخت پر گل من
نو بهارت ارغوان داد
ای دلت خورشید خندان
سینه ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 9 Apr 2008 ساعت 9:53 موضوع | لینک ثابت
تو را به جاي همه ي كساني كه نشناخته ام دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي روزگاراني كه نمي زيسته ام دوست مي دارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفي كه آب مي شود و
بهاي نخستين گناه تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي كساني كه دوست نميدارم دوست مي دارم.
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 8 Apr 2008 ساعت 9:44 موضوع | لینک ثابت
اگه بچه بودم
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 6 Apr 2008 ساعت 11:48 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 6 Apr 2008 ساعت 11:22 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 6 Apr 2008 ساعت 11:15 موضوع | لینک ثابت
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 6 Apr 2008 ساعت 9:31 موضوع | لینک ثابت
خودت را از کسی پس نگیر شاید این تنها چیزیست که او
دارد...وقتی که میگویی دوستت دارم اول روی این جمله
فکر کن...شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن
به خاموش شدن او ختم شود
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 6 Apr 2008 ساعت 8:16 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 6 Apr 2008 ساعت 8:7 موضوع | لینک ثابت
«به نام خداي عشق،ايمان و آزادي»
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 6 Apr 2008 ساعت 7:58 موضوع | لینک ثابت
-Friendship is not a game to play, It is not a word to say, It doesn’t start on March and ends on May, It is tomorrow, yesterday, today and everyday.
دوستی ابزار بازی نیست.واژه ای برای بیان کردن نیست.در یک ماه آغاز نمی شود و در یک ماه تمام نمی شود.دوستی، فردا،دیروز ،امروز و همیشه است.
-Moon said to me, if your friend is not messaging u why don’t you leave your friend.I looked at moon and said does you sky ever leave u when u don’t shine.
ماه به من گفت،اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟
-To live a life i need heartbeat, 2 have heartbeat i need a heart, 2 have heart i need happiness, to have happiness i need a friend, and 4 a friend i need you ALWAYS.
برای زنده ماندن به تپش قلب نیاز دارم،برای داشتن تپش قلب ،به یک قلب نیاز دارم برای داشتن قلب به شادی نیاز دارم برای داشتن شادی به دوستی نیاز دارم و برای دوستی، همیشه به تو نیاز دارم
-Its not an achievement to make 1000’s friends in a year, but an achievement is when you make a friend for 1000’s years.
موفقیت این نیست که هزار دوست در یکسال داشته باشی،ا موفقیت وقتی است که دوستی را برای هزار سال داشته باشی
-Six rules to be HAPPY: Free your heart from hatred; Free your mind from worries; Live simply; Expect less; Give more & Always have ME as UR FRIEND
شش قانون برای شادبودن: قلبت را از کینه پاک کن،ذهنت را از نگرانی ها رها کن،ساده زندگی کن،کم توقع باش،زیاد ببخش و همیشه مرا به عنوان دوست خود داشته باش
-Never abandon old friends. They are hard 2 replace. Friendships is like wine: it gets BETTER as it grows OLDER.
هیچگاه دوستان قدیمی ات را ترک نکن.آنها برای جایگزینی سخت هستند.دوستی مثل شراب است،بهتر می شود وقتی بیشتر می ماند، بهتر می شود.
-GOD is so wise that he never created FRIENDS with price tags, Because….. if He did, I can’t afford a precious FRIEND like YOU!!!
خدا خیلی داناست که برای دوستان قیمتی نگذاشته،اگر این کار را می کرد،چطور میتوانستم بهای دوستی مثل تو را بپردازم
-Ur validity of being my friend is going 2 b expired today,plz recharge ur friendship immidetly by delivering 4-5 sweet & cool msgs.So hurry
اعتبار دوستی تان در حال اتمام است.لطفا با ارسال چهار،پنج پیام زیبا ،فورا دوستی تان را مجددا شارژ کنید
-As long as we have memories, yesterday remains; as long as we have hope, tomorrow awaits. As long as we have Friendship, each day is never a waste.
تا زمانی که حافظه ای داریم،دیروز می ماند،تازمانی که امید داریم،فرداها منتظرند،تا زمانی که باهم دوست بمانیم،روزها هرگز هدر نمی روند.
-When God gave friends he tried 2 b fair! When I got u, I got more than my share
وقتی خداوند دوستان را بخشید،سعی کرد منطقی باشد.وقتی تو را بعنوان دوست یافتم،بیش از سهم خود برداشتم.
-Friendship is sweet when it’s new, Sweeter when its true, but sweetest when its u.
دوستی شیرین است وقتی جدید است،شیرین تر است وقتی درست است ، اما شیرین ترین است وقتی آن تو هستی.
If you should die before me, ask if you could bring a friend
If you live to be a hundred, I want to live to be a hundred minus one day, so I never have to live without you.
اگه تو قراره قبل از من بمیری،سوال کن میتونی یه دوست رو با خودت بیاری.اگه قراره صد سال زنده باشی من می خوام یه روز کمتر از صد سال زندگی کنم،چون من هرگز نمی تونم بدون تو زندگی کنم.
Friends are God’s way of taking care of us.
دوستان، روشی الهی برای محافظت از ما هستن
True friendship is like sound health; the value of it is seldom known
until it is lost. A real friend is one who walks in when the rest of the world walks out.
دوستی واقعی مثل سلامتیه.ارزش اونو وقتی می فهمیم که از دستش میدیم. یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن.
Don’t walk in front of me, I may not follow. Don’t walk behind me, I may not lead. Walk beside me and be my friend.
از جلو سرم نرو، شاید نتونم دنبالت بیام. از پشت سرم گام برندار؛شاید نتونم رهرو خوبی باشم. کنارم راه بیا و دوستم باش.
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 5 Apr 2008 ساعت 8:36 موضوع | لینک ثابت
دستمال كاغذي به اشگ گفت:
«قطره قطره ات طلاست
يك كم از طلاي خود حراج مي كني؟
عاشقم
با من ازدواج مي كني؟»
اشك گفت:
«ازدواج اشك و دستمال كاغذي!
تو چه قدر ساده اي
خوش خيال كاغذي!
توي ازدواج ما
تو مچاله مي شوي
چرك مي شوي و تكه اي زباله مي شوي
پس برو و بي خيال باش
عاشقي كجاست
تو فقط دستمال باش»
دستمال كاغذي دلش شكست
گوشه اي كنار جعبع اش نشست
گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد
از تن سفيد و نازكش دويد
خون درد
آخرش
دستمال كاغذي مچاله شد
مثل تكه اي زباله شد
او ولي شبيه ديگران نشد
چرك و زشت،مثل اين و آن نشد
رفت اگر چه توي سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال هاي كاغذي فرق داشت
چون كه در دلش
خودش
دانه هاي اشك كاشت.
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 5 Apr 2008 ساعت 8:35 موضوع | لینک ثابت
بی تو
وقتي تو آمدي و دستت را به سويم دراز کردي ، گفتم
ــ از قفس چه مي داني ؟ گفتي : آزادي
ــ از تنهايي ؟ گفتي : همزباني
ــ از محبت ؟ : عشق
ــ از دوستي ؟ : صداقت
ــ از بهار ؟ : طراوت
ــ از سفر ؟ : انتظار
ــ از جدايي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ : ........
باز هم گفتم جدايي ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه
انداخت .
به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو ...
تو آغوش به رويم گشودي و گفتي :جدايي ، هرگز ... بي
تو من مي ميرم
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 5 Apr 2008 ساعت 8:32 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 5 Apr 2008 ساعت 8:29 موضوع | لینک ثابت


نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 5 Apr 2008 ساعت 8:13 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

قرار نیست "من" "او" شوم قرار نیست او من شود
هر کس باید خودش بماند تا همدیگری ممکن گردد.
تجربه های عاشقانه نه استحاله است، نه از خود بیگانگی، نه فراموشی.
نه "های" دارد و نه "هوی". بهانه ای است برای پی بردن به خود خویش.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY