-----------------
اقتدار دل شکسته به اندوهی است که سروده نمی شود
-----------------------------
عشق ویزای ورود به دل است
---------------------
کيسه ي کوچک چاي تمام عمر دلباخته ي ليوان شد. ولي هر بار که حرف دلش را مي زد صدايش توي اب جوش مي سوخت . کيسه ي کوچک چاي با يک تکه نخ رفت ته ليوان. حرف دلش را اهسته گفت... ليوان سرخ شد
--------------------
بهترین مترجم کسیست که سکوت را ترجمه کند
-------------------
ميدوزم شادي را به غم، زياد را به كم، درخت را به ريشه، گاهي را به هميشه، ستاره را به آسمان، زمين را به كهكشان، كهنه را به نو و خودم را به تو...
---------------------------------------
در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد .
---------------------------------------
تمام گلهای خوشبوی دنیا رو هم به پات بریزم، بازم کمه. چون پاهات خیلی بو میده!
----------------------------
عزیزم تو گاو منی .............. ناراحت نشو الان می فهمی . گ: گلمی. ا : آرزومی.و: وجودمی
----------------------------------------------
جسد 20 نفر از تركهاي جزيره كيش كه پياده به سمت حرم امام به راه افتاده بودند - امروز از آبهاي خليج فارس بيرون كشيده شد
-------------------------------
اصفهانی تو خواب میبینه به فقیر 1000 تومان داده وقتی بلند میشه میگه :: عجب کابوسی بود
----------------------------
میگن خدا به اندازه دل هر کس بهش نعمت میده .. پس دل تو باید خیلی بزرگ باشه که خدا من رو بهت داده
-------------------------------
-------------------------------------
خروسه ميره لب ديوار ميبينه ماشين حمل مرغ رد مي شده صدا ميزنه بچه ها بياييد سرويس دخترها داره مياد ديدم
-------------------------
وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم دفعه اولش نيست,آخرش هم نخواهد بود وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
-------------------------
شباهت آقايون با آگهي بازرگاني چيست؟ شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيزي براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد
----------------------------------------
چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن
--------------------------------------
دفتري که بسته شد بازش نکنيد دلي که شکسته شد نازش نکنيد ياران شما را به خدا به عشق بيوفائي نکنيد يا اين که وفا کنيد تا آخر عمر يا اين که از اول آشنائي نکنيد
-------------------------------
خدايا! به من رفيقی بده که با من گريه کند. دوستی که با من بخندد را خودم پيدا خواهم کرد
-------------------------------
نگه داشتن عشق مثل نگه داشتن آب تو دسته فکر مي کني تو دستته اما وقتي دستتو باز مي کني مي بيني هيچي ازش نمونده جز خيسي خاطرات
----------------------------------
كلاغ و طوطي هر دو سياه و زشت آفريده شدند طوطي شكايت كرد و خداوند او را زيبا كرد ولي كلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نيكوست و نتيجه آن شد كه مي بيني .طوطي هميشه در قفس كلاغ هميشه آزاد
----------------------------
اين جمله هميشه يادت باشه : زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است
-----------------------------------
ظریفی سن جوانکی را پرسید.جوانک پاسخ داد:20 سال دارم.ظریف گفت: اشتباه می کنی فرزند.بگو 20 سال را دیگر ندارم
ما خوبی او به خلق گوییم *** تا هر دو دروغ گفته باشیم
------------------------------------
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته ست ، گر در آن دوست نباشد همه درها بسته است
من از نازت خریدارم نهایت قیمتش جانم ، تو هم ای نازنین یارم به لبخندی بکن شادم
--------------------------------------
به تو سپرده بودمش، به هزار و یک امید و امروز برای هزار و یکمین بار دلمو میبرم تا شکستگیشو گچ بگیرم
--------------------------------
شوق ديدار تو را قاصد بيراه چه داند ؟
آنقدر شوق تو دارم كه خدا مي داند
------------------------------
تصور کن شلوار بچه ۶ ساله رو پوشیدی, حس میکنی چقدر تنگه, دلم برات همون قدر تنگ شده
--------------------------
آدما نمیتونن تغییر نكنن ، رابطه ها نمیتونن عوض نشن ، دنیا نمیتونه ثابت بمونه ، ولی یه دوست میتونه تا ابد یه دوست باشه
------------------------------------------
دوستان را ياد كردن عار نيست ، يك اس ام اس كمتر از ديدار نيست . دوستان را دوستي كن در حيات ، بعد مردن دوستي در كار نيست
------------------------------------
اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم، اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم ، اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم.؟؟
------------------------------
مي دوني چرا رنگ غروب سرخه ؟ جون خورشيد وقتي مي بينه من و تو همديگرو دوست داريم آتيش مي گيره
----------------------------------
در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا... تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا...
----------------------------
هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته
--------------------------------------------
غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم
-----------------------------------
آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...
----------------------------
کوههای عظیم پر از چشمه اند و قلبهای بزرگ پر از اشک
---------------------------------
هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشه اش کجاست
------------------
ما جدا افتادگان را هیچ کس غمخوار نیست جان فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست
--------------------------------------------
به دکتر شريعتي گفتن:" استاد! سيگار طول زندگي آدمو کوتاه ميکنه" در جواب گفت :" من به عرض زندگي فکر مي کنم
------------------------------------
تركه چشمش قرمز ميشه ميگن چي شده ؟ ميگه چش خورده ميگن مگه تركاهم چش ميخورن؟ ميگه از اون چشا نه چش شلوار
---------------------------------------
به اندازه ي تمام گوسفندهاي جهان دوستت دارم.قربانت، چوپان دروغگو!
---------------------------------
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است وگرنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 30 Apr 2008 ساعت 8:56 موضوع | لینک ثابت


شاعر:؟
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 29 Apr 2008 ساعت 7:52 موضوع | لینک ثابت

يه دنيا تشنگی تو عمق چشمامه
ببين امشب قصاص از اشك می گيرم
ببين می مونم امشب تا سحر يا نه
دوباره مثل هر شب ساده می ميرم
يه بغض مرده رو لبهام ماسيده
نميشه اسمتو آروم بشمارم
ببين از بس دلم با خاك خوابيده
شبيه مرده های زير آوارم
كجا بايد تو رو پيدا كنم امشب
كدوم سقفه كه مال هردومون باشه
نمی بينی چقدر از هم جدا مونديم
كدوم روزه كه تو آغوش شب جاشه
بيا دستامو از اين فاصله بردار
بذار باور كنم احساس بارونو
هميشه بايد از آخر كسی باشه
که لمسش تر کنه چشم پشیمونو...
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 28 Apr 2008 ساعت 8:43 موضوع | لینک ثابت
کوتاه و...!؟
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 28 Apr 2008 ساعت 8:40 موضوع | لینک ثابت
از من نپرس چقدر دوستت دارم اینجا در قلب من
حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که
چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون
از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از
زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین
چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از
خودم را ؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از
تن منی
.
.
بتو عادت دارم مثل پروانه به آتش،مثل عابد به
عبادت و تو هر لحظه كه از من دوري،من به
ويرانگري فاصله مي انديشم در كتاب احساس واژه
فاصله يك فاجعه معنا شده است تو توانايي آنرا
داري كه به اين فاجعه پايان بخشي
.
.
.
.
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما
گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد
مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني
نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ
از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس ..
تو ... بنويس
.
.
.
.
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي
کسي بفهمه ... خيلي سخته که
عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...
خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت
رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي
سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن
، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...
خيلي سخته که غرورت رو به خاطر
يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي
سخته که همه چيزت رو به خاطر
يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : نمي خوامت
حال فاصله ها جشن میگیرند هلهله ی جدایی را
.
.
.
.
چيزي بگو خيال من آشفته تر شود چيزي شبيه
شعر دلم زيروزبر شود چيزي شبيه عطر حضور
هميشه ات از خاطرات دور ولي ساده تر شود
خواندم حضور چشم تو اينجا هميشگي است
خوش دارم اين خيال كمي تازه تر شود تكراربي
نهايت يك راه بي تو هيچ حالا خيال كن پاي دلم
خسته تر شود ترسيده ام زهاي وهوي غريب غريبه
ها ترسم صداي آشناي تو هم دورتر شود عمري
گريخته ام از چند و چون عشق ترسم كه سعي دل
به نگاهت هدر شود من بين ماندن و رفتن عجيب
حيرانم شعري بخوان كه رفتن دل سخت تر شود
من خوب مي شناسمت
.
.
.
.
من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام گل بگو گل
بشنو هرکسی میخواهد وارد خانه پر مهرو صفامان
گردد شرط وارد گشتن شستو شوی دلهاست شرط
آن داشتن یک دل بی رنگ وریاست بر در خانه گلی
میکوبم تا بدانند همه خانه دوستی ما اینجاست تا
که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست
.
.
.
.
اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود
، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش
علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش
لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري
اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه
ميشه مثل تو
.
.
.
.
شکسپیر : بجای تاج گلی که بعد از مرگم برای
تابوتم می آوری - شاخه ای از همان را امروز به من
بده
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 27 Apr 2008 ساعت 7:55 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 27 Apr 2008 ساعت 7:52 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

قرار نیست "من" "او" شوم قرار نیست او من شود
هر کس باید خودش بماند تا همدیگری ممکن گردد.
تجربه های عاشقانه نه استحاله است، نه از خود بیگانگی، نه فراموشی.
نه "های" دارد و نه "هوی". بهانه ای است برای پی بردن به خود خویش.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY