نوشتهاي از پائولوکوئیلو
شوالیه ای به دوستش گفت: بیا به کوهستانی برویم که خداوند در آنجا
سکنی دارد. می خواهم ثابت کنم که خداوند فقط بلد است که از ما
چیز ی بخواهد، در حالی که خودش برای سبک کردن بار ما کاری نمی
کند
.دیگری گفت: خوب، من هم می آیم تا ایمانم را نشان دهم
.همان شب به قله کوه رسیدند... و از درون تاریکی آوایی را شنیدند:
سنگ ها ی روی زمین را بر پشت اسبان تان بگذارید
.شوالیه اول گفت: دیدی؟! بعد از این کوهنوردی، می خواهد بار سنگین
تری را هم با خود ببریم! من که اطاعت نمی کنم
شوالیه دوم به دستور آوا عمل کرد. وقتی پای کوه رسید، سپیده دم
بود، و نخستین پرتوهای آفتاب بر سنگ های شوالیه پارسا تابید: الماس
ناب الماس ها بودند
.استاد می گوید: تصمیم های خداوند اسرارآمیز، اما همواره به
سود ماست
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 18 Jun 2008 ساعت 8:32 موضوع | لینک ثابت
نوشتهاي از پائولوکوئیلو
شوالیه ای به دوستش گفت: بیا به کوهستانی برویم که خداوند در آنجا
سکنی دارد. می خواهم ثابت کنم که خداوند فقط بلد است که از ما
چیز ی بخواهد، در حالی که خودش برای سبک کردن بار ما کاری نمی
کند
.دیگری گفت: خوب، من هم می آیم تا ایمانم را نشان دهم
.همان شب به قله کوه رسیدند... و از درون تاریکی آوایی را شنیدند:
سنگ ها ی روی زمین را بر پشت اسبان تان بگذارید
.شوالیه اول گفت: دیدی؟! بعد از این کوهنوردی، می خواهد بار سنگین
تری را هم با خود ببریم! من که اطاعت نمی کنم
شوالیه دوم به دستور آوا عمل کرد. وقتی پای کوه رسید، سپیده دم
بود، و نخستین پرتوهای آفتاب بر سنگ های شوالیه پارسا تابید: الماس
ناب الماس ها بودند
.استاد می گوید: تصمیم های خداوند اسرارآمیز، اما همواره به
سود ماست
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 18 Jun 2008 ساعت 8:29 موضوع | لینک ثابت
-عشق صبور می باشد.
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 18 Jun 2008 ساعت 8:25 موضوع | لینک ثابت
رئيس دانشگاه تائيد کرد
عليرضا نداف رئيس دانشگاه زنجان نيز ضمن تائيد تعرض معاون خود به دختر دانشجو، از دانشجويان معترض خواست تا آرامش خود را حفظ كنند.وي به خبرگزاري ايسنا گفت: "ما به موضوع دقيقا رسيدگي ميكنيم و هيچ حقي ضايع نخواهد شد. ما در اين دانشگاه با هيچ كس تعارف نداريم با او(معاون دانشجويي دانشگاه زنجان) مقابله كرده و هيچ ارفاقي قائل نخواهيم شد." وي همچنين خطاب به دانشجويان گفته: "دانشجو تا زماني كه در صحنه باشد، دانشگاه زنده است و اگر فسادي پيش بيايد در نطفه خفه ميكند. ما هميشه پشتيباني دانشجويان را براي از بين بردن هر گونه فسادي خواستار بودهايم و بر نقش محوري آنها تاكيد كردهايم."
آغاز ماجرا
يكي از دانشجويان دانشگاه زنجان كه خود از جمله تحصن كنندگان است در مورد آغاز اين ماجرا به روز مي گويد: "يكي از دختران دانشجو به علت فعاليت هاي صنفي با احضار از سوي كميته انضباطي مواجه مي شود و در هنگام مراجعه به دفتر اين كميته، دبير آن به او مي گويد يقينا با حكم اخراج كميته انضباطي مواجه خواهد شد اما اين مساله يك راه حل دارد. اينكه خود را در اختيار او قرار دهد".
وي مي افزايد: "مددي، دبير كميته در اولين جلسه به دختر دانشجو اعلام مي كند كه فرصتي را براي فكر كردن در اختيار او خواهد گذاشت. اين دانشجو نيز در اين فرصت، مساله را با ديگر دوستان خود در ميان مي گذارد تا اينكه براي يافتن راه حل نهايي چند نفر به همفكري با يكديگر مي پردازند".
به گفته اين دانشجو "از آنجا كه پيش از اين هم اخباري مبني بر فساد اخلاقي دبير كميته انضباطي در ميان دانشجويان شايع شده بود، بر اين اساس آنها تصميم گرفتند اين دختر دانشجو با هماهنگي قبلي خواسته هاي مددي را بپذيرد و با او قرار بگذارد".
اين دانشجوي دانشگاه زنجان مي افزايد: "در روز و ساعت مقرر تعدادي از دوستان دختر دانشجو در نزديكي اتاق دبير كميته انضباطي مخفي مي شوند و دانشجوي مورد بحث نيز وارد اتاق مي شود و پس از لحظاتي، از طريق طريق موبايل که روشن و در جيب دانشجو بوده، دوستان وي در جريان ادامه ماجرا قرار مي گيرند و با سرعت تمام وارد اتاق مي شوند و با موبايل اقدام به فيلم برداري از صحنه مي کنند. البته اين عمل شنيع به موقع متوقف شد. دانشجويان از اين دانشجوي شجاع كه آبروي خود را جهت به دام انداختن اين عنصر فاسد دانشگاه به خطر انداخت سپاسگزارند".
اين دانشجو كه بر مخفي ماندن هويت خودتاكيد دارد در ادامه توضيح مي دهد: "به دنبال اين مساله دانشجويان در مقابل خوابگاه دختران و سپس در مقابل ساختمان مركزي اقدام به تحصن كردند كه همچنان ادامه دارد".
وي همچنين اعلام كرد كه قسمتي از فيلم كه جهت اثبات اتهام تعرض كفايت مي كند در اختيار حراست دانشگاه و نهادهاي ذيربط گذاشته شده است.
وي همچنين در مورد برخورد مسوولين دانشگاه پس از وقوع اين مساله گفت: "تاكنون تنها رئيس دانشگاه، آنهم بر اثر اصرار دانشجويان وارد جمع تحصن كنندگان شده و از آنان خواسته خويشتن داري كنند تا به اين مساله رسيدگي شود".
وي مي افزايد: "اين تحصن از ساعت 9 صبح ديروز دوباره با شدت بيشتر و با حضور چند هزار نفري دانشجويان ادامه يافت و در اين مرحله دانشجويان خواسته هاي خود را طي اعلاميه اي به گوش مسوولين دانشگاه رساندند"
وقوع يک رسوايي اخلاقي ديگر در ميان مديران دولتي در دانشگاه زنجان، روز يک شنبه سبب شد تا بيش از 3 هزار دانشجوي معترض در محل اين دانشگاه تجمع کنند و استعفاي رئيس دانشگاه، معاون دانشجويي و ساير مقامات دانشگاه زنجان و همچنين وزير علوم و تحقيقات را خواستار شوند.
حرکت معاون دانشجويي دانشگاه زنجان براي تعرض به يک دختر دانشجو در دفتر کارش با هجوم دانشجويان ناتمام ماند اما دانشجويان از صحنه فيلمبرداري و آن را در اينترنت منتشر کردند.
طي سه ماه گذشته دستکم دو نماينده مجلس هفتم، فرمانده نيروي انتظامي استان تهران، معاون سياسي استانداري قزوين به علت اقدامات مشابهي بازداشت شده اند.
تعرض در دفتر دانشگاه
دانشجويان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجويي اين دانشگاه براي تجاوز به يکي از دختران دانشجو را فاش ساختند. بنابرگزارش سايت هاي "ادوار نيوز" و "خبرنامه امير کبير" دو ارگان فعالان دانشجويي در ايران، حسن مددي که از اساتيد گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه زنجان و معاون دانشجويي دانشگاه زنجان است، قصد داشت با تهديد يکي از دانشجويان دختر وي را مجبور به داشتن ارتباط جنسي با خود کند.
در فيلم منتشر شده مربوط به اين مسئله، معاون دانشجويي دانشگاه زنجان در حالي که اين دختر دانشجو بدون روسري در دفترش حضور دارد، درحال پوشيدن پيراهن خود است.
به گفته دانشجويان، پس از آنکه يکي از دانشجويان دختر دانشگاه زنجان به کميته انضباطي احضار شده بود "دکتر مددي معاون دانشگاه زنجان اين دختر دانشجو را تحت فشار قرار داد تا به خواسته هاي بي شرمانه وي تن دهد. مددي تنها راه اين دختر دانشجو براي جلوگيري از اخراج از دانشگاه را پذيرش خواسته هاي شوم خود دانسته بود."
در ادامه اين تهديدها، تعدادي از دانشجويان اين دانشگاه تصميم به افشاي "نقشه شوم دکتر مددي" گرفتند.
بنابر گزارش هاي منتشر شده "ساعت هفت بعد از ظهر روز شنبه 25 خرداد 87 اين دانشجوي دختر در حاليکه يک ضبط صوت نيز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجويي در دفتر وي قرار گذاشت، و هنگاميکه معاون دانشگاه براي انجام اين عمل ننگ آور در حال درآوردن پيراهنش بود دانشجويان به دفتر وي يورش بردند و ضمن جلوگيري از اين عمل شرم آور از اين اقدام فيلمبرداي و پس از آن اقدام به برگزاري تجمع اعتراضي کردند."
تجمع ادامه دارد
به دنبال اين مسئله بيش از ۳۰۰۰ نفر از دانشجويان اين دانشگاه از شنبه شب تاکنون در محل اين دانشگاه تجمع کرده اند. دانشجويان با شعار "نداف بي لياقت استعفا استعفا"، "دانشجو مي ميرد، ذلت نمي پذيرد"، خواستار اخراج حسن مددي معاون دانشجويي، استعفاي نداف رئيس دانشگاه زنجان، معذرت خواهي حراست دانشگاه از دانشجويان، و محاکمه معاون دانشجويي شده اند.
تجمع اول دانشجويان از عصر شنبه آغاز و تا نيمه هاي شب ادامه داشت و طي آن دانشجويان دختر و پسر دانشگاه زنجان به محض حاضر شدن رئيس دانشگاه در جمع دانشجويان، يکصدا استعفاي کادر رياست دانشگاه را خواستار شدند.عده اي زيادي از دانشجويان دانشگاه زنجان هم شب را در سالن ورزش دانشگاه سپري کردند تا صبح با اضافه شدن باقي دانشجويان به جمع متحصنين، تحصن تا رسيدن به خواسته هاي دانشجويان ادامه پيدا کند.
حسن مددي همان کسي است که طي روزهاي اخير به عنوان دبير هيات نظارت دانشگاه، حکم انحلال انجمن اسلامي دانشگاه زنجان را امضا و ابلاغ کرده است.
به گفته يکي از دانشجويان "مددي در حالي که هنوز جوهر امضاي حکم انحلال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان خشک نشده به خيال اينکه در دانشگاه هيچ صداي معترض و مخالفي باقي نمانده، قصد داشت يک دختر بي پناه را مورد اذيت و آزار قرار دهد."
يكي از اعضاي شوراي صنفي دانشگاه زنجان نيز در بيان مواضع شوراي متحصنين به خبرگزاري ايسنا گفت که دانشجويان متحصن خواستار "مخفي ماندن هويت اين دانشجوي دختر، بركناري بي قيد و شرط فرد متخلف و استعفاي هيات رييسه دانشگاه زنجان و تعليق دو روزه امتحانات دانشگاه شده اند."
به گفته اين فعال دانشجويي "عدم برخورد با دانشجويان متحصن در طول تحصن و پس از آن، بررسي مجدد پروندههاي كميته انضباطي دانشگاه، و عدم برخورد با تشكلهاي قانوني و نشريات دانشجويي برخي ديگر از مطالبات دانشجويان معترض است."
حراست مددي را آزاد کرد
اما در حالي که دانشجويان زنجان، معاون دانشجويي اين دانشگاه را پس از دستگيري در محل تجاوز به حراست دانشگاه تحويل داده بودند، و به آن ها گفته شد که حسن مددي در بازداشت به سر مي برد، خبرگزاري دولتي برنا عصر روز يک شنبه خبري را در خروجي خود قرار داد که در آن به نقل از معاون دانشجويي دانشگاه زنجان، که خود متهم اين ماجراست، علت تجمع دانشجويان تکذيب شده است.
حسن مددي که فيلم اقدام به تجاوز وي از سوي دانشجويان منتشر شده به اين خبرگزاري گفته: "برخي از دانشجويان که تعداد آنها به 200 مي رسد مقابل دانشگاه تجمع کرده اند که علت اين تجمع و تحصن را نمي دانيم." مددي همچنين به برنانيوز گفته: "روابط عمومي دانشگاه بايد پاسخگو باشد و من در حدي نيستم که به اين نوع سوالات جواب دهم."
اين خبرگزاري اما خود گزارش کرده که "از روز شنبه حدود ساعت 19 در پي افشاي فساد اخلاقي معاون دانشجويي دانشگاه زنجان، دکتر مددي، جمع کثيري از دانشجويان اين دانشگاه که برخي منابع تعداد آنها را بيش از 1000 نفر ذکر مي کنند در ميدان مرکزي اين دانشگاه دست به اعتصاب و تحصن زدند."
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 18 Jun 2008 ساعت 8:5 موضوع | لینک ثابت
کشاورز فقیر اسکاتلندی بود و فلمینگ نام داشت. يك روز، در حالي كه
به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقي در آن نزديكي صداي
درخواست كمك را شنید، وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت
باتلاق دوید...
پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد مي زد و
تلاش مي كرد تا خودش را آزاد كند.
فارمر فلمينگ او را از مرگي تدریجی و وحشتناك نجات می دهد...
روز بعد، كالسكه اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسید.
مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد كه فارمر فلمينگ
نجاتش داده بود.
اشراف زاده گفت: " مي خواهم جبران كنم شما زندگي پسرم را نجات
دادی".
کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمي توانم براي كاري كه انجام داده
ام پولی بگيرم".
در همين لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد.
اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟"
كشاورز با افتخار جواب داد:"بله"
با هم معامله مي كنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل
كند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردي تبديل خواهد شد كه تو به او
افتخار خواهي كرد...
پسر فارمر فلمينگ از دانشكده پزشكي سنت ماري در لندن فارغ
التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر
الكساندر فلمينگ كاشف پنسيلين مشهور شد...
سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الريه مبتلا شد.
چه چيزي نجاتش داد؟ پنسيلين !
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 17 Jun 2008 ساعت 9:58 موضوع | لینک ثابت
لمس کن کلماتي را که برايت مي نويسم
تا بخواني و بفهمي چقدر جايت خاليست ...
تا بداني نبودنت آزارم مي دهد ...
لمس کن نوشته هايي را که لمس ناشدنيست و عريان ...
كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد
لمس کن گونه هايم را که خيس اشك است و پُر شيار ...
لمس کن لحظه هايم را ...
تويي که نمي داني من كه هستم؟
لمس کن اين با تو نبودن ها را
لمس کن ...
وقتی می خندی زيباتر می نمايی
وقتی می خندی برای خاطره های ماندنی قشنگ ترين بهانه ای
وقتی می خندی اسمان ابری نيست و ساده لوحی خورشيد از نگاهش پيداست
وقتی می خندی گلچين ها عاشق گلند و باغبان تنهای اش را به گل اختصاص می
دهد
وقتی می خندی اخرين کرانه های عشق من از پشت لبخند تو پيداست
پس نازنينم...
لحظه ای برای خاطر عشق مرده ی من بخند...!
دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم نه انکه بمانم و فراموشت کنم
تورابه جاي همه كساني كه نميشناختم دوست دارم
تورابه جاي همه روزگاراني كه ميزيستم دوست ميدارم
براي خاطر عطر نان گرم براي اب شدن برف
براي نخستين گناه
تورا به جاي همه دوست ميدارم
تو را به خاطرتمام كساني كه دوست نميدارم دوست ميدارم
دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوست دارم اما معني شو نمي دونن از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي
اما خودشون مال تو نيستن از اونايي که زير بارون برات مي ميرن و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون
ميره
پس تو دوستم داشته باش كوچولوم
اگرمي دانستم نگاهت زبان نگاهم را نمي فهمد،هيچ گاه نگاهت نمي کردم اگر مي دانستم روزي تو را از
دست مي دهم،هيچ گاه به دستت نمي آوردم اگر مي دانستم جدايي به اين حد تلخ است،هيچ گاه دل به دوستي
نمي بستم اگر مي دانستم جدايي براي عشق است ،هيچ گاه عاشق نمي شدم اگر مي دانستم سرانجام عاشقي
چنين است هيچ گاه آغاز نمي کردم
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 17 Jun 2008 ساعت 9:57 موضوع | لینک ثابت
هر روز صبح يك دقيقه وقت براي خودتان كنار بگذاريد ، بنشينيد و فكر كنيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و كار كوچكي براي ارج نهادن به خود انجام دهيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه امروز را از افسوس هاي گذشته و دلواپسي هاي آينده پاك كنيد
يك دقيقه وقت بگذاريد و فكر كنيد يك مورد نگران كننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبي دارد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و نگذاريد كه چيزهاي كوچك شادماني شما ر ا بر هم بزند.
يك دقيقه وقت بگذاريد و اثرات حرف هاي غير منصفانه را از بين ببريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا از افكار منفي خلاص شويد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تجربه اي لذت بخش را به خاطر بياوريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا به تمدد اعصاب بپردازيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تصميم بگيريد كه از هيچ كس انتظار تشكر نداشته باشيد
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه اجازه ندهيد كسي در شما احساس حقارت به وجود بياورد
و بلأخره آخرين دقيقه روز خود را به اين اختصاص دهيد كه تصميم بگيريد به هيچ وجه در مورد آنچه ديگران ممكن است درباره شما بگويند يا فكر كنند نگران نباشيد
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 15 Jun 2008 ساعت 9:44 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 15 Jun 2008 ساعت 9:43 موضوع | لینک ثابت
مرداب

ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير
مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير
منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام
من همونم كه يه روز مي خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سيام راهم افتاد به كوير
چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام يه چاله كند
توي چاله افتادم خاك منو زندونی كرد
آسمونم نباريد اونم سرگرونی كرد
حالا يه مرداب شدم يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك يه طرف به آسمون
خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين
هی بخارم مي كنن زندگيم شده همين
با چشام مردنمو دارم اينجا می بينم
سرنوشتم همينه من اسير زمينم
هيچی باقی نيست ازم لحظه های آخره
خاك تشنه همينم داره همراش می بره
خشك ميشم تموم ميشم فردا كه خورشيد مياد
شن جامو پر می كنه كه مياره دست باد
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 14 Jun 2008 ساعت 8:48 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

قرار نیست "من" "او" شوم قرار نیست او من شود
هر کس باید خودش بماند تا همدیگری ممکن گردد.
تجربه های عاشقانه نه استحاله است، نه از خود بیگانگی، نه فراموشی.
نه "های" دارد و نه "هوی". بهانه ای است برای پی بردن به خود خویش.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY