تبليغاتX
sun_girl <script lang ="javascript"> function GetBC(lngPostid) { intTimeZone=12642; strBlogId="girl-beauty"; intCount=-1; strResult=""; try { for (i=0;i1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="comments/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; } sun_girl sun_girl

sun_girl

هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و
 
ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي
 
 گلي مثل تو

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را
 
 گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي
 
دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه
 
 
 بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

 

آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش

 

 ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست،

 

 پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ

 

 آغاز جاودانه هاست.

 

 به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده

 

بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم

 

آماده بودم

 

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند# همه از دوست

 

 فقط چشم و دهن مي خواهند# ديو هستند ولي مثل

 

 پري مي پوشند# گرگ هايي كه لباس پدري مي

 

پوشند# آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند# عشق

 

 ها را همه با دور كمر مي سنجند# خوب طبيعيست كه

 

 يكروزه به پايان برسد# عشق هايي كه سر پيچ خيابان

 

 برسد....

 

دلخسته از امروز و فرداي بهارم چيزي شبيه باد و باران

 

 كوله بارم باران نمي بارد ولي امشب به جاي يك آسمان

 

 بي تو نشستن گريه دارم در دفتر بي سرنوشتيهاي دنيا

 

 من چكنويس برگهاي روزگارم شيرين تويي. فرهاد باشم

 

 يا نباشم يك بيستون سرد و خالي درد دارم

 

 عاشقت خواهم ماند..............بي آنكه بداني. دوستت

 

 خواهم داشت ................بي آنكه بگويم . درد دل

 

 خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم

 

داد ....................بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم

 

گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم

 

شد ...........بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم

 

 نميرد

 

 زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود!

لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش

نميشود

 

مي‌گويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر،

فراموشي، ولي آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتي و

فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم

 

كاش مي شد عشق را ابراز كرد/ يا كه عشق را با سحر

آغاز كرد/ لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت

خواهمت/ گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت

 

خواهمت

 

 ديروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضي بود/ متهم قلبم بود/

جرم من عشقم بود/ عشق من ياد تو بود/ حق من اعدام

 

 بود

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، بلكه نداشتن

كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند

 

 و تو از اون رسم محبت بياموزي

 

دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار

شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا

رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا

 

باشي پيدات ميكنم بعد بفهمي با دسته كليدم بودم ؟

 

دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ... نه ديگه –

 

 اين دفعه با خودت بودم

 

عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست

 عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است

كه به يادش باشي

 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس

 توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم

 ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر

 من است

 


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 9 Jul 2008 ساعت 9:9 موضوع | لینک ثابت


ما را باش خيال مي کرديم هميشه يکي را داريم يکي که به وقت گريه سر روی شانه

 هاش بذاريم. ما را باش خيال مي کرديم که يکي به فکرمان هست ميان اين همه

 وحشت توي اين کوچه بن بست. ما را باش دل به کي بستيم چشم به راه کي

نشستيم. ما که واسه خاطر تو قرق ماه را شکستيم وقتي خورشيد حقيقت از خواب

 قصه برآشفت تازه فهميدم چه آسان چشم تو به من دروغ گفت. هاج و واج رد نگاتو به

 گلاي قالي دوختي بگو اون همه عشقو به چه قيمتي فروختي؟ تو به فکر من نبودي

 توي گرگ و ميش مهتاب


---------------------------------------------

 

ديگر براي ساختن حادثه مجالي نيست


ديگر براي زندگي حس و حالي نيست


من براي با تو بودن به هر دري زدم


ديگر براي به تو بودن راهكاري نيست


سر و پا عشق هستم عشق به تو اما


ديگر آن عشق بيش از اين علامت سوالي نيست


دلم شد گهواره خون از دوري تو


ديگر از دوري تو در من جاني نيست


شب و هر شب دعا كردم بهر وصال


ديگر بهر وصال جز دعا مرا كاري نيست


اميد داشتم . اميد رسيدن به تو


ديگر بي تو و بي اميد جز مرگ مرا حال نيست


-------------------------

خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به پاي

كسي گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و

چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم

شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است... حال از خود مي پرسم : او را

براي هميشه دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش

كرده ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم افسرده و

روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با

قلبم چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي

نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به

يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا

نشد . يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟

 

---------------------------

اینو یادت باشه : انسان باش و انسانیت کن....اگه خیلی برات سخته حداقل آدم بودن

 رو تمرین کن

 

------------------------

بودنت یه جور عذابم می ده... نبودنت یه جور...... تو این دنیای ناجور دوستت دارم

 بدجور

----------------------

هیچ وقت به چشمات راز دلت را نگو...چون راز نگه نمی دارد و گریه می کند

----------------------------------


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 9 Jul 2008 ساعت 9:5 موضوع | لینک ثابت


شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست.این

دل با نگاهی سرد پرپر می شود


----------------------------------


نشد ز عشق برای همیشه دور بمانم.....شکوه

چشم تو نگذاشت با غرور بمانم


------------------------------------


هر آغازی را پایانی است...صد حیف که آغاز عشق

تو پایان عمر من است

 


------------------------------


دوستی گر بین ماست. به خاطر قلبهاست.قلب تو

 

گر آهن است. قلب من آهنربا است


---------------------


میدونی تک زنگ یعنی چه؟


T: ta


A: akhare

K: khate


 

Z: zendegi


A: asheghe


N: negahe


G: ghashangetam


---------------------------------------


 

خواهم تو را پنهان كنم در گوشه از قلب خود آيا

 

 قبولش مي كني اين كلبه ويرانه را


----------------------------------------


عشق پلي است براي وصل به دلدار عشق سکوي

 

 

 پرواز دو کبوتر است دو کبوتر عاشق که بتوانند با

 

هم زندگي را بسازند و از بودن با هم احساس

 

 خوشبختي کنند. به اميد روزي که همه به محبوب

 

 خود برسد


---------------------------


آن زمان كه لب و زبانت لغتي نمي يابند تا حرف دل

 

 را باز گويندتا لحظه ها را توصيف كنند.چشم

 

 زيباترين پاكترين صادقانه ترين وبهترين نگاهش را

 

كه پرمعناترين سخن است به تو هديه ميدهد


--------------------


من در سرماي صندلي زنگ زده ام حل شدم،تو به

 

من خنديدي ومن ناشيانه دلتنگي هايم را بر سطح

 

 سرد آسفالت خيابان ريختم وپس از آن از من ، تنها

 

 يك خط ممتد بر جاي ماند…تا ابد…..


------------------


من دلتنگ بودم تعبير سکوت گيجم کرد. ديدم که

 

 درخت هست. وقتي که درخت هست پيداست که

 

 بايد بود و رد روايت را تا متن سپيد دنبال کرد . تو

 

 هم با من بمان ، من و تو تنها با هم به حقیقت مي

 

 رسيم.
----------

--------------


 

سروده هاي عاشقانه ام را دور ريختي تنها به جرم

 

 اينكه جسورانه اعترافشان كرده بودم

 

---------------------------

زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و

 

خارهايش واقعي است .


--------------------------


چقدر سخت است منتظر كسي باشي كه هيچ وقت فكر آمدن نيست.


--------------------------------------


زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز


--------------------------------------


هنگامي که خدا انسان را اندازه مي گيرد متر را دور ''قلبش '' مي گذارد نه

 

دور سرش


-----------------------------------


براي غلبه بر ظلمت كافي است چراغ روشن كنيم ، چون نمي توان ظلمت را

 

 روشن كرد .


------------------------------


آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت مي داند ، آن كه از ما پائين تر است ما را

خوشبخت تصور مي كند ، اما هر دو در اشتباهند ، زيرا ما گاهي خوشبختيم و

 

 غالبا بدبخت : بدبختي ما در آن ايامي است كه به نقايص زندگي خود توجه

 

داريم و خوشبختي ما در لحظات كوتاهي است كه به نعمتهاي زندگي خود

 

نظر مي اندازيم .


----------------------------------


دواي همه دردها نيكي است ، به شرط آنكه ندانند شما نيكيد وگرنه نخواهند

 

 گذاشت نيك بمانيد .


--------------------------------


ثروتمند كسى نيست كه بيشترين ها را دارد؛بلكه كسى است كه به كمترين

 

 ها نياز دارد
--------------------------------------


درعالم دوچيزازهمه زيباتر است: آسمان پرستاره و وجداني آسوده


--------------------------------------


دليل موفقيت برخي از افراد انجام دادن کارهايي است که ديگران از انجام

 

دادن آن سر باز ميزنند


-------------------------------


خداوند به هر پرنده اي دانه اي ميدهد ، اما آن را در داخل لانه اش نمي اندازد


----------------------------------


گذشته کتابي است که بايد بارها خواند واز آن تجربه آموخت آينده کتابي است

 

 که اکنون توسط تو نوشته مي شود بکوش تا انچه را مي نگاري بعد

 

 ازخواندنش لذت ببري..


----------------------------------


هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند،به دنبالش برويد،اگر چه داراي

 

راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد.


--------------------------


مغزهاي بزرگ درباره ايده ها فکر مي کنن


مغزهاي متوسط درباره حوادث


مغزهاي کوچک درباره مردم


---------------------------------


تا حالا سوراخ جوراب پاي مورچه رو ديدي دلم برات اونقدر شده


-------------------------


هر وقت قادر به شمردن قطرات بارون شدي اونوقت مي فهمي که چقدر

 دوست دارم?


-----------------------------------


چرا دخترا با 1000 اميدو آرزو با يه1 پسر دوست ميشن..اما پسرا با 1 آرزو با

 

1000تا دختر?


--------------------------------------------


زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن ....

 

بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند ....

 

ببخش .... و فراموش کن


---------------------------------


هميشه با به دست آوردن اون کسي که دوستش

 

 داريم نميتوانيم صاحبش شويم، گاهي لازمه ازش

 

 بگذريم تا بتونيم صاحبش بشيم


--------------------------------------

 

در زندگی مشو مدیون احساس کسی ،تا نباشد

 

 رایگان عمرت گروگان کسی

----------------------------


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 7 Jul 2008 ساعت 8:33 موضوع | لینک ثابت


دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

 

تو در کنار من بشینی؟...... محال بود

 

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

 

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

 

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

 

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود

 

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

 

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

 

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

 

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

 

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

 

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

 

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

 

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

 

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

 

حالا شکست وای صدای وصال بود

 

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

 

اما نه با خیال تو بودم حلال بود


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 6 Jul 2008 ساعت 9:11 موضوع | لینک ثابت


نپرس بعد شكستن چرا صدا نرسيد

 

سكوت اگرچه صدا بود، تا شما نرسيد

 

دلم شبيه خودش بود يك غريبه لال-

 

كه آشناي شما شد به عاشقانه رسيد

 

 

و موج آبي چشم تو اتفاق افتاد

 

 

دلم غريق تو- كارش به دست و پا...نرسيد

 

 

چقدر توي خودش ابر ربخت، باران شد

 

 

چقدر جاده شد اما به هيچ جا نرسيد

 

 

هزار مرتبه من «تو» شدم تو اما ...نه

 

 

دريغ از آن همه «من» كه به «تو» به «ما» نرسيد

 

 

سلام نقطه پايان آشنايي بود

 

 

چه خوب مي شد از اول به انتها نرسيد

 

 

كلاغ قصه من عشق- در ته شب ماند

 

 

به خانه اش، به سپيده، به روشنا نرسيد


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 5 Jul 2008 ساعت 8:10 موضوع | لینک ثابت


در تمام مسیر طولانی که خود را همراه آن کرده بودم


تسلیم دوست داشتنهایم شدم و هزاران بار بغض خود را

 

در گلوی خود حبس کردم


تو در دلم جوانه زدی و زیستی اما به خواست من ,و حال

 

 من به این زیستن خاتمه میدهم

 


دل گمراهم بوی عطر عشق تو را ناخواسته و ندانسته به

 

 سوی من آورد


فکر میکردم در پاییز هم می توان جوانه زد اما این بار

 

ساقه های محبت در دل من خشک و سیاه شدند

 


قلب عاشقانه ام را چه بی رخمانه سوراندی

 


لحظه های سبز و شیرین مرا چه ناعادلانه به سیاهی و

 

 تلخی کشاندی

 


همیشه بر آن بودم که از عشق زیبایم برای همگان

 

 بخونم

 


و فریاد برآرم که چگونه عاشق دوست داشتنت بودم

 


اما هرگز این خروش عشق را در دل من باور نداشتی

 


حالا دیگر شرمگین این دل خود شدم.... براستی چرا تورا

 

 ساختم ؟؟؟؟

 


 

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 5 Jul 2008 ساعت 8:3 موضوع | لینک ثابت


>