نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 21 May 2007 ساعت 9:7 موضوع عشق | لینک ثابت
زيباي من سلام
من از ديار عشق به تو نامه مي نويسم! اينجا همه پروانه ها در شعله شمع عاشقانه سوخته اند٬ بلبلان در كنار گل پژمرده شان آرام خوابيده اند٬ ماه تمام شب را به دنبال خورشيد مي گردد....
عمري مي خواستم كه عشق را با مداد رنگي هايم نقاشي كنم٬ غافل از اينكه عشق يعني يكرنگي! اين حرف را روزي كه مرا با كلام خويش مسحور كرده بودي از نگاهت خواندم. چه روز با شكوهي بود! آن روز آسمان را بين خودمان تقسيم كرديم: باران براي من٬خورشيد براي تو٬برف براي من٬ستاره ها براي تو....
ولي از آن روز مدتها گذشته است. باراني كه سهم من بود از چشمان من باريد. به موهاي سپيدم نگاه كن!همه مي گويند خيلي زود پير شده ام٬ ولي تو كه مي داني همان برف هايي كه مال من بود بر سرم نشسته است. ناراحت نباش! به لبخند خورشيد و چشمك ستاره مي ارزيد....
من بازي عشق را به تو باختم. از باختن پشيمان نيستم٬ ولي اي كاش مي توانستم يك بار ديگر دلم را به تو ببازم. حيف كه ديگر نمي توانم٬ كمي شكسته شده ام. براي اين همه زيبايي نفس كم مي آورم...
اين نامه را با قاصدك برايت مي فرستم. تا يكي دو روز ديگر به دستت مي رسد. تا آن موقع من به اميد وصالت براي هميشه خوابيده ام . شك ندارم كه در زير خاك هم خواب تو را مي بينم. از اين كه بيش ازاين طاقت نياوردم و اين قدر زود رفتني شده ام متاسفم! مرا ببخش٬ مجنون خوبي برايت نبودم...
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 21 May 2007 ساعت 9:4 موضوع عشق | لینک ثابت
چو خوشتر کلمه ای یا رب که خلا قش تو باشی
ولی یارب تو می دانی که انسان های بی وجدان
چو گرگی صورت انان
برای خون مظلومان
چه در ظاهر چه در پنهان
زهر کاری دریغ وکوتهی
هر گز نمی دارند
پس این عشق و صداقت را بگو من با چه کس گویم ؟
مگر در سنگ خارا اه اثر دارد ؟
مگر یک فرد نابینا طبیعت را نظر دارد؟
مگر در بین ما عصیانگری هم تیشه ای برنده تر دارد ؟
اگر دارد نباید ریشه ها را از سر اندازد
بلی انجا که طفلی بهر نانی چشم تر دارد
واو پیراهن کهنهء مال پدر دارد
نباید عشق را تفسیر بنماییم
زنم مهر خموشی بر لب و از عشق بگریزم
خوشا بر حال وی سوزم که ان خود عشق می باشد
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 19 May 2007 ساعت 15:46 موضوع عشق | لینک ثابت
اي خدا كي ميشه روزي كه بدون واهمه بتونم عشقمو فرياد بزنم بين همه بگيرم دستاي گرمشو تو دستام هميشه بدونم دلم ديگه هم سفر تنهاييشه نزنه شور جدايي دله تنگ و بي قرار لحظه ديدن روي ماه اون گله بهار مثه پروانه كه گرد گل همش پر ميزنه دله تنگم نمي تونه از نگاش دل بكنه بدوزم چشمامو تو چشماي پاك و بي رياش بخونم راز قشنگ عشقو از تويه چشاش بزنم بوسه به اون لبهايي كه دلم ميخواد بدونه آرزومه فقط بهش خنده بياد موهاي لطيفشو شونه كنم دونه دونه بخونم ترانه مهر و وفا ، عاشقونه بكنم زمزمه وقتي سر رو شونم ميزاره عزيزت دوست داره ، بدون واست جون ميزاره
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Thu 17 May 2007 ساعت 9:51 موضوع عشق | لینک ثابت
If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.
-- Stone Temple Pilots
اگر تو خواستي قبل از من بميري
بهم بگو که مي خواي يه دوست رو هم همراه خودت ببري يا نه .
If you live to be a hundred,
I want to live to be
a hundred minus one day,
so I never have to live
without you.
-- Winnie the Pooh
اگر مي خواي صد سال زندگي کني
من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم
چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم.
True friendship is
like sound health;
the value of it is
seldom known
until it is lost.
-- Charles Caleb Colton
دوستي واقعي مثل سلامتي هست
ارزش اون رو معمولا تا وقتي که از دستش بديم نمي دونيم.
A real friend
is one who walks in
when the rest
of the world walks out.
يک دوست واقعي اوني هستش که وقتي مياد
که تموم دنيا از پيشت رفتن.
Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend.
-- Albert Camus
جلوي من قدم بر ندار،
شايد نتونم دنبالت بيام.
پشت سرم راه نرو،
شايد نتونم رهرو خوبي باشم.
کنارم راه بيا و دوستم باش.
Friends are God's way of taking care of us.
دوستان، روش خدا براي محافظت از ما هستن.
Friendship is one mind
in two bodies.
-- Mencius
دوستي يعني يک روح در دو بدن .
I'll lean on you and
you lean on me and
we'll be okay
-- Dave Matthews
من به تو تکيه مي کنم و تو به من
و اونوقت همه چيزمون مرتبه.
If all my friends were
to jump off a bridge,
I wouldn't jump with them,
I'd be at the bottom to
catch them.
اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،
من با اونا عبور نخواهم کرد،
بلکه اون طرف پل خواهم بود براي کمک به اونا.
Everyone hears
what you say.
Friends listen to
what you say.
Best friends
listen to what you don't
say.
هر کسي چيزايي رو که شما مي گين مي شنوه.
ولي دوستان به حرفاي شما گوش مي دن.
اما بهترين دوستان
حرفايي رو که شما هرگز نمي گين مي شنون.
My father always used
to say that when you die,
if you've got five real friends,
then you've had a great life.;
-- Lee Iacocca
پدرم هميشه بهم مي گه موقع مردن ،
اگر پنج تا دوست واقعي داشته باشي ،
اونوقت هست که زندگي بزرگي داشتي.
Hold a true friend with both your hands.;
-- Nigerian Proverb
يک دوست واقعي رو دو دستي بچسب.
A friend is someone who knows
the song in your heart
and can sing it back to you
when you have forgotten
the words.;
-- Unknown
يه دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه
و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني
اونا رو واسه ات بخونه.
Pass this on to all of your FRIENDS,even if it means
sending it to the person that sent it to you.
And if you receive this e-mail many times from
many different people, it only means that you have
many FRIENDS. And if you only get it but once, do not be
discouraged for you will know that you have
AT LEAST ONE GOOD FRIEND.
اين فايل رو واسه تموم دوستاتون ارسال کنين
حتي اگر بايد اون رو واسه دوستي بفرستين که فايل رو ازش دريافت کردين.
و اگه شما اين ايميل رو به تعداد زياد و از آدماي متفاوت دريافت کردين
اين يعني اينکه شما دوستاي فراووني دارين.
و اگه فقط يه بار واسه تون ارسال شد
دلسرد نشين ، چون شما مي دونين که حداقل يه دوست خوب دارين
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 15 May 2007 ساعت 10:27 موضوع عشق | لینک ثابت
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
............ .........
به حساب بانکي شما مليونها بوسه عشق واريز کردم شما مي توانيد بطور شبانه روزي از طريق مهر کارت برداشت نمائيد
............ .........
به من گفتي که دل دريا کن اي دوست همه دريا از آن ما کن اي دوست دلم دريا شد ودادم به دستت مکش دريا به خون پروا کن اي دوست
............ .........
عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست / عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي
............ .........
وقتي داري فکر مي کني که من دارم فکر مي کنم که تو داري فکر مي کني که من به چي فکر مي کنم دلم مي خواد که فکر کني که من به تو فکر مي کنم
............ .........
بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند
............ .........
می دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم
............ .........
عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست
............ .........
روزهاي خوب من چه تموم شد همه رفتن در دل خاك/* برام مونده يادگاري فقط اين چشماي نمناك
در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در ميزند.. در را گشودم روي او ديدم غم است در ميزند. اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا غم با همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند
............ .........
روزي كه پيك مرگ مرا ميبرد به گور من شب چراغ عشق تو را نيز مي برم عشق تو نور عشق تو عشق بزرگ تواست خورشيد جاوداني دنياي ديگرم
............ .........
تو رفته اي بي من تنها سفر كني من مانده ام كه بي تو شب ها سحر كنم تو رفته اي كه عشق من از سر به در كني من مانده ام كه عشق تو را تاج سر كنم
............ .........
وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني
............ .........
مرگ هر شب وقتی تنها میشم حس میکنم پیش منی دوباره گریم میگیره انگار تو آغوش منی روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه وقتی نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه قول بده وقتی تنها میشم بیای کنار من شبهای جمعه که میاد بیای سر مزار من ! دوباره باز یاد تو شد زمزمه نبودنم ببین که عاقبت چی شد قصه با تو بودنم
............ .........
خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم
............ .........
من می دونم که تو خوبی اما می دونم که خيلی خوب نيستی می دونم که دوست دارم اما مطمئنم که خيلی دوست ندارم می دونم که خيلی قشنگی اما باور دارم که خوشکل تر از تو زياد هست می دونم که عاشقتم ولی اگه يکی پيدا بشه می تونم دوباره عاشق بشم اما تم نمی دونی که من گاهی ٬بيشتر وقتا٬ هميشه ٬ دلم واست تنگ می شه...
............ .........
آدمای عاشق٬ چشماشمن بستس نميشه فهميد چی تو کلشون می گذره! قصه ی اولين عشق و عاشقی! يه دروغ بزرگه ازش نپرسی بهتره! شل هی! جدايی خيلی سخته! اين و تو نمی فهمی. اما حد اقل سعی کن درک کنی...
............ .........
عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتی. زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندی، کاش روزی آن را برگردانی. عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتی. عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختی، کاش روزی آن را به من بر گردانی...
............ .........
گاهی وقت ها سکوت سرشار از چه ناگفته هاییست گاهی وقت نگاه سرشار از فریاد است ولی فقط لبخند وباز هم لبخند و نمی دانم تا کی باید بخندم؟؟؟ دلم برای نگاهش دوباره لک زده است وبی خیال که عمری به من کلک زده است قمارعشق و این همه شکست تکراری دوباره بی بی دل را حریف تک زده است عجیب علت جیغ مرا نمی فهمند خودش به زخم سکوت لبم نمک زده است ولم کنید که دیگر نمی توان خفه کرد کسی که حرف دلش را به قاصدک زده است یکی دوبار صدا زد عبورکن شاعر شعور در پس ای
............ .........
امشب هوا باراني است. امشب هوا باراني است و من گريه نمي كنم. امشب هوا باراني است و من نه من امشب مي گريم. شايد دل گرفته ام،همچو ابر بارني گشايشي از گريه شبانه بگيرد. شايد اشكهايم در ميان قطرات باران گم شود. باران اشكهايم را مي شويد. شايد هيچكس نفهمد كه من گريسته ام. اما نه تو حتماًمي فهمي. فردا كه ببينمت، صفاي آسمان بهاري دلم را خواهي ديد و به نمناكي هواي دلم پي خواهي برد...
............ .........
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Thu 3 May 2007 ساعت 9:5 موضوع عشق | لینک ثابت
خدا گفت : ليلي يك ماجراست ، ماجرايي آكنده از من ، ماجرايي كه بايد بسازيش
شيطان گفت : يك اتفاق است ، بنشين تا بيفتد . آنان كه حرف شيطان را باور كردند . نشستند و ليلي هيچگاه اتفاق نيفتاد . مجنون اما بلند شد، رفت تا ليلي را بسازد .
خدا گفت : ليلي درد است ، درد زادني نو ، تولدي به دست خويشتن .
شيطان گفت : آسودگي است ، خياليست خوش .
خدا گفت : ليلي رفتن است . عبور است و رد شدن .
شيطان گفت : ماندن است ، فرو رفتنِ در خود .
خدا گفت : ليلي جستوجو است ، ليلي نرسيدن است . نداشتن و بخشيدن .
شيطان گفت : خواستن است ، گرفتن و تملك .
خدا گفت : ليلي سخت است ، دير است و دور از دست .
شيطان گفت : ساده است ، همين جايي و دم دست . و دنيا پر شد از ليليهاي زود ، ليليهاي ساده اينجايي ، ليليهاي نزديك لحظهاي .
خدا گفت : ليلي زندگيست . زيستني از نوعي ديگر . ليلي جاودانگي شد و شيطان ديگر نبود .
مجنون زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و ميدانست كه ليلي تا ابد طول ميكشد...
خدايا هرکه با من آشنا شد
نمي دونم چرا از من جدا شد
روز اول که اومد با وفا بود
وقتي نازش کشيدم بي وفاشد
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 25 Apr 2007 ساعت 9:25 موضوع عشق | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 25 Apr 2007 ساعت 9:14 موضوع عشق | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 23 Apr 2007 ساعت 9:55 موضوع عشق | لینک ثابت
آري من بيمارم ، بيماري كه من مبتلا شده ام پايانش مرگ است ، تاريخ مرگم را ميدانم و منتظر آن
مي مانم تا فرا رسد اميدي ندارم ، تنها اميدم به خداست كه دواي دردم را برايم برساند
ميخواهم در اين لحظات كه از مرگ خودم باخبرم و ميدانم چه زماني فرا مي رسد وصييتي براي همگان
بنويسم پس بخوانيد وصييت من را در اين دفتر عشق
آهاي آدميان: به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر
عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق
زندگي كنند
آهاي عاشقان: اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك
دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد
آهاي عاشقان: به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست
داشته باشيد
آهاي عاشقان: از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد
رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت
قرار دهيد
آهاي عاشقان: نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس
آهاي عاشقان: ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد
آهاي عاشقان: عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي
زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد
وصيت من به همه عاشقان و آدميان همين چند جمله بود
من سرطان دارم ، سرطان عشق
دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد
دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد
پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و
مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود الهي به اميد تو....
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 22 Apr 2007 ساعت 12:4 موضوع عشق | لینک ثابت
گريه كردم تا بدوني زندگي بي غم نميشه
اگه دستمو بگيري از غرورت كم نميشه
ساكت و صبور عاشق ، وقتي حوصله نداري
پيش حرفاي دل من ،حرف عشقو كم مياري
لحظه ها تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من
كاش چشات يه جاده مي زد از دل تو تا دل من
اي كه لحظه هامو بردي تو خيالت به اسيري
نكنه بياي دوباره بونه تازه بگيري
من سبد سبد صداقت به دل تو هديه كردم
نكنه مي خواي بگي كه ميرم و بر نمي گردم
خوب مي دوني نمي تونم بي چشات دووم بيارم
ولي از اون دل سنگت گله دارم گله دارم
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 22 Apr 2007 ساعت 12:1 موضوع عشق | لینک ثابت
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .
گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟
گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟
دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:
پسره بغلش کرد
گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.
تورودوست ندارم چون عاشقتم.
اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 22 Apr 2007 ساعت 11:57 موضوع عشق | لینک ثابت
|
تو که فکر جدایی کرده بودی خیال بی وفایی کرده بودی چرا با این دل خوش باور من تو قصد آشنایی کرده بودی.
هیچ چیز بدتر از این نیست که یکیو که دوستش داری بهت بگه که دیگه هیچ احساسی بهت ندارم.
آنقدر ظلم که دنیا بر دل ما میکند
بر دل هر کس کند او ترک دنیا میکند
تا که گویم امروز ترک دنیا میکند
تا که آن روز میرسد امروز وفردا میکنم |
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 22 Apr 2007 ساعت 9:41 موضوع عشق | لینک ثابت
من در لحظه دوستت دارم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
هرگز بنظر نميرسـد كـه خبرهاي بدي در رابطه هاي تازه و نو وجود داشته باشد. زوجين
در مورد هر چيزي با يكديگر موافقند، از نوع غذايي كه در رستوران سفارش مي دهـنــد گرفته تا مقدار كره اي كه در سينما روي ذرت بو داده خود ميريزند. متاسفانه، در نهـايـت
لبخندهاي ساده حاكي از رضايت و موافقت و نيز ابراز علاقه هاي پـر شـور و نشاط پايان مي يابند.
زماني فرا ميرسد كه جمله دو كــلمه اي معروف گفته شده و احساسات سرد و بي روح موجود در آن آشكار مي گردد. هرچند گـفتن "دوستت دارم،" لـزوما جهتي صـحيح براي حـركت كـردن نـــيست. اين عبارت كوچك بايد براي زمان مناسبش كنار گذاشته شـده و نبايد همانند نقل و نبات در عروسي مرتب بالا انداخته شود.
گفـتن اين كـه صادقانه به شريك زندگي خود علاقمنديد، ارزشش بسيـار والاتـر از ادعاي دروغين دوسـت داشتــن او مي باشد. دروغگويي همچنين ممكن است يك رابطه خوب بالقوه را به خطر بيندازد. اين قانون در مورد زن و مرد هر دو صادق است ، از آنـجـايي كه زوجين گاهي اوقات مايل ميگردند احساسات خود را طريق نشان دادن علايق خـود بــه ديـگري بــزرگ جلوه دهند. اين به آن معنا نيست كه برخي از زوج ها هـرگـز هـمـديـگر را دوست نخواهند داشت، بلكه منظور اين است كه نبايد گرفتار لحظات لذت بــخش كاذب و زودگذر شد و آنچه كه واقيعت دروني نيست را بروز داد.
واقعيات را به او نشان دهيد :
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
از قديم گفته اند "دو صـد گفته چو نيم كردار نيست،" اين جمله در مورد روابط خانوادگي نـيـز صادق است. ما عادت ميكنيم جمله اي قديمي و تكراري را بارها و بارها بشنـويـم، اما براي اينكه آن كلمات مؤثر واقع شوند، بايد عمل خـود را نـيـز به آنها اضافه كنيم. پس دفعه بعدي كه به همسرتان ميگوييد كه براي شما ارزشمند اسـت، فــراموش نـكنيد كه چگونگي احساس خود را در عمل به او نشان دهيد.
براي اين كار لازم نيست برايش گوشواره الماس بخريد. چرا كمي نوازشش نكرده و او را جايي كه هميشه دوست داشته برود، نبريد؟ گفتن به يك زن كـه او دنـيـاي شـمـا است خيلي آسان اســت، اما آيا ثابت نمودنش هم به اين آساني است؟ چه تعدادي از شما در اين لحظه از رابـطه تان به همسر خود مي گوييد كه براي او هر كاري انجام ميدهيد و در فـرصـت بـعـدي خــلاف جـهـت حرك كرده و جمعه شب به جاي اين كـه وقــت خود را با همسرتان سپري كنيد با دوستان خود به گردش و تفريح ميرويد؟
نامزد شما اين حقيقت را كه شما از يك شب تفريحي بياد ماندني با دوستانتان صـرفـه نظر نموده و ترجيح مي دهـيــد كه وقتي او نياز به شما دارد، وقت خود را با وي بگذرانيد بـسيار تحسين ميـكـنـد. يك رابطه مانند شركتهاي تجاري است؛ نـيـاز بـه زمـان، تـلاش و از خود گذشتگي بسيار دارد. زوجين ميـآيند و مــيروند، اما رابطه هاي حقيقي آنهايي هسـتـنــد كه علي رغم مشكلات زندگي تداوم يافته و زن و مرد بـيش از پـيـش بـه هـم نزديك ميگردند.
يك راه ديگر براي فهميـدن ايـنكه هــمسر شما آيا واقعا همان كسي است كه ميخواهيد باقي عمر خود را با او سپرس كنيد ايـن است كه مطمئن شويد داراي ديدگاهي يكسان درباره آينده ميباشيد. آيا هر دوي شما خودتان را چندين سال دورتر در حـال مشـاركـت براي بدست آوردن خانه اي براي زندگي و ارتقاي خانواده اي صميمي تصور ميكنيد؟ اگر به همگي سؤالات فوق به يك نحو پاسخ مي دهيد، به رابطه خود اميدوار باشيد
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 18 Apr 2007 ساعت 9:43 موضوع عشق | لینک ثابت

من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارو نيه
پس دلم تا كي فضا ي غصه رو مهمو نيه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم
وقتي فايده اي نداره ، غصه خوردن واسه چي
واسه عشقاي تو خالي ، ساده مردن واسه چي
نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نمي خوام گناه بي عشقي بيفته گردنم
نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خا ليه پر افا ده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم
همه حرف خوب ميزنن اماكي خوبه اين وسط
بد و خو بش به شما ما كه رسيديم ته خط
قر بو نت برم خدا چقد ر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخو ا ستيم دلو با خودت نبين
نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم وخا ليه پر ا فاده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم
اين همه چر خيديو چر خوندي آخرش چي شد
اون بليط شانس دائم بگو قسمت كي شد
نمي خو ا م در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم وخا ليه پر ا فاده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 18 Apr 2007 ساعت 9:27 موضوع عشق | لینک ثابت
من عاشقت بودم
تو عاشق نبودی
من بقایت بودم
تو اما نبودی
من کلمات آشکار وجودم را غمگینانه به پایت می ریختم
اما تو حتی صدای له شدن اندام حرفهایم را به روی خود نیاوردی
تکان نخور
جاده دارد به پایان می رسد
خندهُ لهیده خنده دار است!!!
خنده ای که هنوز مجسمهُ پانته آ را پست می بوسد !!!
تکان نخور
آفرین!!!
فریاد بزن
تا به حال تن ها را و اکنون تنت را می بلعی!!!
دیدمت از لای در
نمیدانم من در میان آن همه دود و ریا و مکر چرا
بهار چشمهایت را که از زیر فیلتر های فتوشاب بهاری شده بود
با هیچ عوض نمی کردم!!!
سرگرم دستگیرهُ در بودم که چرا باز شد؟
لعنت بر تو زنجیر دانه درشت پوسیده
تکان نخور
دارد تمام می شود
اشک بریز!
دندان هایت را به هم فشردی؟؟؟؟
مار خوش خط و خال!!
چشمانت را باز کن
من را ببین
آینده را بی من می چشی!
به تو قول می دهم
دیدمت که از حال رفتی
بیدار شو ....بازی در نیار!!!
<<قربان مرده است>>
مهم نیست ...بازش کنید
او را در گورستان ردیف 666
چالش کنید!!!
مطمئن شوید مرده
زنجیرش را باز نکنید
مرده با زنجیر بهتر از مردهُ زنجیر است!!!!
خندهُ لهیده .....
حتی پامال کردنش جگرم را خنک می کند.......
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 18 Apr 2007 ساعت 9:25 موضوع عشق | لینک ثابت
...دوست دارم.. دوست دارم خیلی زیاد ...خیلی زیاد ... اینو واسه
تو ساختمش ...امیدوارم خوشت بیاد ...این جمله ی منه ...دوست دارم خیلی زیاد ...فکر کردن اصلا نمی خواد ...دوست دارم خیلی زیاد ...فقط واسه تو ساختمش ... دوست دارم خیلی زیاد ...به چشماتم خیلی میاد ...دفتر شعر من کجاست ؟واسه اون ناز نگات ...می خوام امشب تا سحر ترانه سازی بکنم ... یه ترانه بسازم که جهانی شه .... که همه دنیا
بدونن هیچکی مثل تو نمی شه ...با جمله های تکراری دوباره بازی می کنم ...باز خودمو گول می زنم ...قافیه سازی می کنم ... دلم برات تنگ می شه ... قافیه اش از سنگ می شه دلم فقط تو رو می خواد .... قافیه اش در نمی یاد ...هیچی تو ذهنم نمی یاد ... هیچی تو ذهنم
نمی یاد ...خسته می شم از هر چی جمله اس که با حرف دله نوشتن ترانه هم خداییش انگار
مشکله ...دفترو می ذارم کنار .. چشمامو رو هم می ذارم ... تورو کنارم می بینم ... بی اختیار بهت می گم دوست دارم ..خیلی زیاد .... دوست دارم خیلی زیاد ... این جمله ی منه ... دوست دارم خیلی زیاد...فکر کردن اصلا نمی خواد ... دوست دارم خیلی زیاد ....فقط واسه تو ساختمش ...دوست دارم خیلی زیاد ... به چشماتم خیلی میاد ... این جمله ی منه ... دوست دارم خیلی زیاد شعر باید خودش بیاد ...دوست دارم خیلی زیاد .. قافیه لازم نداره ... دوست دارم خیلی زیاد ...به چشماتم خیلی میاد ... سهراب سپهری /شاملو ..حافظ و سعدی می خونم ...دنبال یک حرف قشنگ ...تا صبح بیدار می مونم ...گوشی رو بر می دارمو یه زنگ به مریم می زنم .. یه گوشه تنها می شینم ... گیتارو با غم می زنم ... این جمله ی منه ..دوست دارم خیلی زیاد ...فکر کردن اصلا نمی خواد ... دوست دارم خیلی زیاد ... فقط واسه تو ساختمش.. دوست دارم خیلی زیاد ...به چشماتم خیلی میاد ...این جمله ی منه .. دوست دارم خیلی زیاد ...شعر باید خودش بیاد ...دوست دارم خیلی زیاد .. قافیه لازم نداره ... دوست دارم خیلی زیاد ... به چشماتم خیلی میاد ...این جمله ی منه ... دوست دارم خیلی زیاد ..فکر کردن اصلا نمی خواد ..دوست دارم خیلی زیاد ... فقط واسه تو ساختمش ...دوست دارم خیلی زیاد ... به چشماتم خیلی میاد ...این جمله ی منه ...دوست دارم خیلی زیاد ...شعر باید خودش بیاد ... دوست دارم خیلی زیاد ... قافیه لازم نداره دوست دارم خیلی زیاد .. به چشماتم خیلی میاد ... دوست دارم خیلی زیاد
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 17 Apr 2007 ساعت 9:22 موضوع عشق | لینک ثابت


نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 8 Apr 2007 ساعت 10:18 موضوع عشق | لینک ثابت
عاشق آن لحظه ام ای خوب من
با نگاه عشق بی تابم کنی
در میان بازوان عاشقت
با نوازشهای خود خوابم کنی
باز هم در خلوت آغوش خود
لحظه ای لب بر لب سردم نهی
جان دهی این خاک خشک و تشنه را
از همان یک لحظه سیرابم کنی
با نگاه مست خود مستم کنی
خرمن جان مرا آتش کنی
ناگهان جان مرا در بر کشی
تا به هُرمِ جان خود آبم کنی
دیگر از رفتن نمی گویم سخن
تا که با عشق و جنون یارم کنی
باز هم مست از شراب عاشقی
در برم گیری و بی تابم کنی
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 13 Mar 2007 ساعت 8:19 موضوع عشق | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 7 Mar 2007 ساعت 9:57 موضوع عشق | لینک ثابت
ندانستم که من کیستم.......
ولی دانستم تو کی هستی........
ندانستم که عاشق کیست...
ولی دانستم عشق چیست.......
احساس نکردم شب روز میگذرد...
ولی احساس کردم تویی که میگذری...
چشمانم به روشنایی جوابی نمی گفت.....
چشمانم تو را جواب گفت....
دست هایم را باز خواهم گذاشت تا تورا در آغوش بگیرم....
قلبم را خواهم بست تا هیچ کس دیگری وارد آن نشود....
چشمانم را خواهم بست تا تصویری غیر از تو در آن نقش نگیرد....
زبانم را خواهم بست تا بستن در های بسته را نگوییم....
گوش هایم را خوام بست تا صدای عشق از ان بیرو نرود...
نگاهم را باز خواهم گذاشت تا عشق را همیشه ببینم...
احساس نکردم تکه آینه عشق در قلبم فرو رفت....
احساس نکردم سم عشق وجودم را فرا گرفت.....
احساس نکردم روزی خواهم شکست.....
روزی خواهم گریست...
روزی خواهم رفت به آن طرف آینه....
آینه ای که تکه اش در قلبم است...
و نور زندگی من ...
و توان زندگی ام...
ندانستم زمستان کی گذشت...
ندانستم بهار آمد....
ندانستم بهار هم دارد می رود...
فقط دانستم این ما هستیم که مانده ایم و گذشتن ها رو تماشا میکنیم...
تماشا میکنیم و برای روزهای که بر نمی گردند اشک میریزیم......
ندانستم زندگی چیست.....بلکه دانستم زندگی کردن چیست...
ندانستم دستانم به هم میرسند.... دانستم دستانم به تو نمی رسند....
نگاهم تورا نخواهد دید.....قلبم تورا خواهد دید....
بعد از همه ندانسته هایم....
دانستم که دوست داشتن تو است که تا آخر عمر خواهد ماند....و من دوست دار تو...
و دانستم که عشقم برای تو است......و من عشق تو....
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 6 Mar 2007 ساعت 10:29 موضوع عشق | لینک ثابت
تقدیم به همه ی دوستهایی که عاشقند........
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 5 Mar 2007 ساعت 8:44 موضوع عشق | لینک ثابت

ای
همراه
مـــــــــن
تنــــــها با تو
تا اوج عشـــــــق
هـم پـــــــــــــروازم
با قلب تودلدارمن هم آوازم
توهمپـــــــــای من، تنـــها با من
هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــی
با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی
تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی
ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب
دلگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــــــم
ما، دل میبازیم دریادریا ،تابیکران،عاشقای بی پروائیم
تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای مهـــــــــــــــــــــربان
چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب
تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــاب
مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام جـــان
بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب
ما؛ فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی
عاشقــــــــــــای بیصــــــــــــــــــــدائیم
ما؛ دل میبازیم دریا دریا تا بیکران
عاشقـــــــای بی پــــروائیـــــــــم
ای تورؤیـای شبهای مـــــــن
عشقو ببین تو چشمای من
دستاتوتو دســت من بگذاردرلحظه های دیـدار

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sun 4 Mar 2007 ساعت 13:38 موضوع عشق | لینک ثابت
اگرقرارباشد من هم مثل ژول ورن دوردنيارادرهشتادروز بچرخم،ترجيح ميدهم دورتوبچرخم،چون تودنياي مني
يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به اخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي.
!!! ------------ --------- --------- --------- --------- -------
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد
------------ --------- --------- --
عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا.
------------ --------- --------- --------- -------
اگه قرار باشه بین موندن در کنار تو و رفتن به بهشت یکی رو انتخاب کنم تو رو انتخاب میکنم چون بی تو بهشت برین زندان من است
------------ --------- --------- --------- --------
اگه تنها بودی تو تنهاییت احساس کردی که تنها بنده تنها فقط تویی ناراحت نباش چون یکی رو داری که خودش تنهاست اما هیچوقت تنهایی رو برای بنده هاش نمیخواد به اون رجوع کن میبینی که تنها نیستی
------------ --------- --------- --------- --------- -
حالم ازت بهم میخوره دیگه حتی نمیخوام یه لحظه یک ثانیه دیگه تو رو ببینم برو گمشو به درک تا بفهمی که چی کشیدم در این برزخ تنهایی
------------ --------- --------- --
مهرباني را وقتي ديدم که کودکي مي خواست آب شور دريا را با آبنبات کوچکش شيرين کند
------------ --------- --------
بي اراده متولد مي شويم؛ با حسرت زندگي مي کنيم و با اندوه مي ميريم....و آنچه در آن فنا راه ندارد محبت خالصانه است
------------ --------- ------
پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است
که از چشمانم بیرون میریزند
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 3 Mar 2007 ساعت 10:40 موضوع عشق | لینک ثابت
قسم به مهتاب كه عكس رخ اوست...
عزيز دل.....
گفتم كه هيچگاه اشكهايم را نمي بيني مگر .....
در شاديهاي بزرگ و غم هاي بزرگ.....
خودت برايم خواندي...نگذار در لحظاتي از زندگي به خاطر كوچك ترين چيزها كه بزرگ جلوه ميكند اشك در چشمانت
جاري شود اشك براي شاديهاي بزرگ و غم هاي بزرگ
است...
و امروز من در بزم بودن با تو اشك ريختم تا چشمانم نا تمام نماند وكوير تنم پر شد از بوي عطر تو...
هق هقي نشنيدي آرام گريه كردم همچون شمع....
قسم به تو كه بهانه اي براي سجده به او
امشب من هستم و يه دل كه دلتنگ نگاهت هست يه دل كه دلتنگ طنين صدايت هست...
اي تو كه منم...اي مهربان يارم...
كاش تمام لحظات من پر مي شد از طعم شيرين حضورت
نه ياد آن ...كاش تمام لحظات بودنم پر مي شد از طنين جاودانه صدايت نه انتظار شنيدن...اما در لازمان عشق انتظار براي من طعم حضورت هست...
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 3 Mar 2007 ساعت 9:38 موضوع عشق | لینک ثابت
دلم می سوزه واسه نامه هایی که هیچ وقت پست نشدند و رو طاقچه اتاق ،مثل همیشه توی تب انتظار سوختند.......
دلم می سوزه واسه لحظه هایی که با هم بودیم... ولی از هم نگفتیم و نگفتیم....
دلم می سوزه واسه گل هایی که می شد به هم ببخشیم و بعد از مرگ نثار هم نکنیم.....
دلم می سوزه واسه دل هایی که برای دوست داشتن به ما بخشیده شدند ولی ما اونها رو پر از کینه و نفرت می کنیم....
دلم می سوزه واسه زندگی که یه راه برگشتی داره ولی ما نمی تونیم نا مهربونی ها و بی وفایی هامون رو جبران کنیم....
راستی چه کسی می دونه فردا فرصتی برای جبران نامهربونی ها و غفلت های امروز پیدا می کنه...؟؟!!
کی می دونه؟؟!!!!!!

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 3 Mar 2007 ساعت 9:37 موضوع عشق | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 3 Mar 2007 ساعت 9:32 موضوع عشق | لینک ثابت
آنگاه الميترا گفت:با ما از عشق سخن بگوي.
پيامبر سر بر آورد و نگاهي به مردم انداخت' و سكوت و آرامش مردم را فرا گرفته بود.سپس با صدايي ژرف و رسا گفت:
هر زمان كه عشق اشارتي به شما كرد در پي او بشتابيد'
هر چند راه او سخت و نا هموار باشد.
و هر زمان بالهاي عشق شما را در بر گرفت خود را به او بسپاريد'
و هر چند كه تيغهاي پنهان در بال و پرش ممكن است شما را مجروح كند.
و هر زمان كه عشق با شما سخن گويد او را باور كنيد.
هر چند دعوت او روياهاي شما راچون باد مغرب در هم كوبد و باغ شما را خزان كند.
زيرا عشق چنانكه شما را تاج بر سر مي نهد ' به صليب نيز ميكشد.
و چنانكه شما را مي روياند شاخ و برگ شما را هرس مي كند.
و چنانكه تا بلنداي درخت وجودتان بالا ميرود و ظريف ترين شاخه هاي شما را كه در آفتاب مي رقصند نوازش مي كند .
همچنين تا عميق ترين ريشه هاي شما پايين مي رود و آنها را كه به زمين چسبيده اند تكان مي دهد.
عشق شما را چون خوشه هاي گندم دسته مي كند.
آنگاه شما را به خرمن كوب از پرده ي خوشه بيرون مي آورد.
و سپس به غربال باد دانه را از كاه مي رهاند.
و به گردش آسياب مي سپارد تا آرد سپيد از آن بيرون آيد.
سپس شما را خمير مي كند تا نرم و انعطاف پذير شويد.
و بعد از آن شما را بر آتش مي نهد تا براي ضيافت مقدس خداوند نان مقدس شويد.
عشق با شما چنين رفتارها مي كند تا به اسرار قلب خود معرفت يابيد.و. بدين معرفت با قلب زندگي پيوند كنيد و جزيي از آن شويد.
اما اگر از ترس بلا و آزمون' تنها طالب آرامش و لذتهاي عشق باشيد '
خوشتر آنكه عرياني خود بپوشانيد.
و از دم تيغ خرمن كوب عشق بگريزيد.
به دنيايي كه از گردش فصلها در آن نشاني نيست'
جايي كه شما مي خنديد اما تمامي خنده ي خود را بر لب نمي آوريد.
و مي گر ييد اما تمامي اشكهاي خود را فرو نمي ريزيد.
عشق هديه اي نمي دهد مگر از گوهر ذات خويش.
و هديه اي نمي پذيرد مگر از گوهر ذات خويش.
عشق نه مالك است و نه مملوك.
زيرا عشق براي عشق كافي است.
وقتي كه عاشق مي شويد مگوييد:" خداوند در قلب من است." بلكه بگوييد " من در قلب خداوند جاي دارم."
و گمان مكنيد كه زمام عشق در دست شماست ' بلكه اين عشق است كه اگر شما را شايسته بيند حركت شما را هدايت مي كند.
عشق را هيچ آرزو نيست مگر آنكه به ذات خويش در رسد.
اما اگر شما عاشقيد و آرزويي مي جوييد'
آرزو كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباري باشيد كه با شتاب مي رود و براي شب آواز مي خواند.
آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد.
آرزو كنيد كه زخم خورده ي فهم خود از عشق باشيد و خون شما به رغبت و شادي بر خاك ريزد.
آرزو كنيد سپيده دم بر خيزيد و بالهاي قلبتان را بگشاييد
و سپاس گوييد كه يك روز ديگر از حيات عشق به شما عطا شده است.
آرزو كنيد كه هنگام ظهر بياراميد و به وجد و هيجان عشق بيانديشيد.
آرزو كنيد كه شب هنگام به دلي حق شناس و پر سپاس به خانه باز آييد.
و به خواب رويد. با دعايي در دل براي معشوق و آوازي بر لب در ستايش او.
از كتاب ‹پيامبر› اثر ارزنده ي جبران خليل جبران
ترجمه ي دكتر حسين الهي قمشه اي
behkam bashid......
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 28 Feb 2007 ساعت 9:40 موضوع عشق | لینک ثابت
گریه سزاوار تو نیست
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 28 Feb 2007 ساعت 9:38 موضوع عشق | لینک ثابت
جاده ايست در نگاهم از دوست داشتن و زياديست در سکوتم از عشق ورزيدن
اما نه نگاهم را خواندی و نه سکوتم را...![]()
![]()
اگرمي دانستم نگاهت زبان نگاهم را نمي فهمد،هيچ گاه نگاهت نمي کردم
اگر مي دانستم روزي تو را از دست مي دهم،هيچ گاه به دستت نمي آوردم
اگر مي دانستم جدايي به اين حد تلخ است،هيچ گاه دل به دوستي نمي بستم
اگر مي دانستم جدايي براي عشق است ،هيچ گاه عاشق نمي شدم
اگر مي دانستم سرانجام عاشقي چنين است هيچ گاه آغاز نمي کردم
![]()
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 26 Feb 2007 ساعت 11:37 موضوع عشق | لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 26 Feb 2007 ساعت 11:35 موضوع عشق | لینک ثابت
من و سايه ام
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Mon 26 Feb 2007 ساعت 11:21 موضوع عشق | لینک ثابت

نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 17 Feb 2007 ساعت 11:41 موضوع عشق | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Wed 14 Feb 2007 ساعت 10:33 موضوع عشق | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 13 Feb 2007 ساعت 8:30 موضوع عشق | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 13 Feb 2007 ساعت 8:22 موضوع عشق | لینک ثابت
تو هميشه به لجبازي هاي من مي خنديدي،
حتي گاهي که از بهانه گيري هايم بايد ديوانه ميشدي ،باز مي خنديدي
و من بعد از عمري ، تازه فهميده ام که
به چشم يک دلقک به من نگاه ميکردي ...
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Tue 13 Feb 2007 ساعت 8:18 موضوع عشق | لینک ثابت
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 10 Feb 2007 ساعت 11:33 موضوع عشق | لینک ثابت
به که بخشیدی؟
لبخندهایی که از من دریغ کردی
به که باج دادی؟
صداقتی که از آن من بود
به چه کسی سپردی؟
وجودی که هستیم شده بود
همهء باورم بودی که می روی
همهء ستاره ام در این سیاهی ِ تنهایی
همهء آنچه داروندارم بود
همهء من را
همهء تو را
ستاره و باران را
آسمان و زمین را
بهانه کردی
که می روی و بفهمم باید بروی
کاش می دانستم چه باید کرد
کاش کسی چیزی به من می گفت
کسی که در چنین لحظه ای کاری کرده بود
تنها برایت نوشتم:
اگر می روی
خورشید را هم با خودت ببر
بی تو خورشید بر بام آسمان بارانیم
به چه کار می آید؟
همه آرامشی که می روی
همه از تو نیازم
می بینم می روی
می دانم می مانم
تو چه می بینی؟
تو چه می دانی؟
نوشته شده توسط دختر آفتاب در Sat 10 Feb 2007 ساعت 11:27 موضوع عشق | لینک ثابت
درباره وبلاگ

قرار نیست "من" "او" شوم قرار نیست او من شود
هر کس باید خودش بماند تا همدیگری ممکن گردد.
تجربه های عاشقانه نه استحاله است، نه از خود بیگانگی، نه فراموشی.
نه "های" دارد و نه "هوی". بهانه ای است برای پی بردن به خود خویش.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY